ناصر الدين شاه قاجار
196
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
اينانلو است . از طهران تا كنار درياچه چهارده فرسنگ راه است و از قم بدرياچه دوازده فرسنگ راه قديم از طهران بقم قبل از تشكيل درياچه از وسط همين درياچه بوده است كه بپل دلّاك ميرفته و پل مزبور پلى است كه از قديم بر روى رودخانهء ساوه بسته شده است و چهار فرسنگ از حوض سلطان الى پل دلّاك راه بوده است حالا اگر مسافرى بخواهد از حوض سلطان بپل دلّاك برود از كنارهء درياچه بايد حركت نموده دور بزند تا به پل دلّاك برسد و البتّه ده فرسنگ بيشتر مسافت دارد راهى كه اكنون بقم ميرود در سمت مغرب درياچه واقع است و از علىآباد كه تازه احداث و آباد شده است ميگذرد ، از درياچه تا جادّهء جديد نيمفرسنگ و در بعضى جاها يك فرسنگ بيشتر مسافت ندارد آب درياچه شور و تلخ است و رنگ آب كبود و صاف و با تلألؤ است وقتى كه باد ميوزد درياچه موجهاى قشنگى دارد و بواسطهء امواج در ساحل درياچه كف ديده مىشود سواحلى كه در سمت علىآباد و كوشك نصرت ملاحظه شد همهجا اسب بكنارهء دريا ميرود و تا صد قدم هم اسب ميتواند داخل درياچه شود چون زمين شن بوم است پاى اسب و عرّادهء كالسكه فرو نميرود امّا اطراف ديگر درياچه چون به نظر نرسيد معلوم نشد چه حالت دارد اسب بكنارهاش ميتواند برود يا نميتواند اين فقره نيز معلوم نشد كه در اين درياچه بواسطهء اين رودخانها تا كنون توليد ماهى شده است يا نه در كناره كه حكم شد طور انداختند چيزى نداشت در وسط هم بواسطهء نبودن قايق معلوم نشد ولى چون رودخانهء ساوه و قم و شور داراى ماهيهاى بسيار است البتّه درين درياچه هم بايد يافت شود و توليد خواهد شد سواحل درياچه از همه طرف مسطّح و هموار است و در اين فصل كه اوايل بهار است زمينها همه مملوّ از لالهء قرمز و گلهاى زرد و سفيد و انواع رياحين و بوتههاى بزرگ است تمام اين صحارى و اطراف درياچه مراتع شتران گلّائى دولت است و درين فصل بهار قريب بده هزار شتر گلّائى است كه درين صحرا چرا مينمايند و كم كم كه هوا گرم مىشود به طرف ييلاقات ساوه و خرقان ميروند درين ايّام كه اغلب شترها زائيده بودند خضارت صحرا و طراوت هوا و طبيعت دريا و تابش اشعّهء آفتاب بسطح آب و حالت طبيعى دشت و مراتع و شترها و بچّه شترها و ساربانان و اطفال آنها كه مشغول چرانيدن شتران بودند و وضع سياه چادرهاى اعراب